محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1387

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

خان قاجار كه در آن حدود بود چون ديد از عهدهء جمعيت امير گونه خان برنمىآيد مراتب را به عرض آستان شهريارى رسانيد . حضرت آقا محمّد شاه به نفس مبارك مصمّم مقاتله با امير گونه خان شده روز دوشنبه دوازدهم جمادى الثانيه در جنب باغ شاه آمل جنگ درگرفت . سپاه دار المرز و لشكريان قاجار بر همراهان امير افشار حمله كردند ابتدا محمد قلى خان سفيد مقتول و بعد محمد قلى خان سياه اسير شد و پسر امير گونه خان به زخمى كارى از اسب افتاد . امير گونه خان افشار فرار برقرار اختيار كرد ، و در اين جنگ سخت بسى سرها بر سر دار فنا رفت . محمد قلى خان سياه را نيز از بالاى عمارت باغ شاه به رودخانهء آمل انداختند و همان‌دم جان بداد ، و پسر امير گونه خان كه زخمى شده بود بمرد ، و لاريجان را ملازمان حضرت شهريارى متصرّف شدند و هزار نفر لاريجانى به شرف التزام ركاب مبارك سرافراز آمدند و امير گونه خان در حوالى گيلان درگذشت - هم در اين اوان امير محمّد حسين خان ارجمندى و عبد اللّه خان دماوندى كه در شيراز بودند به ركاب همايون پيوستند و در دهم ماه رجب موكب معلّى عزيمت سمنان فرموده حاجى فاضل سمنانى و ساير معارف اين بلد به حضور مبارك تشرّف جستند ، پس از آن به طرف بسطام توجّه فرموده نواب مستطاب جهانبانى ( خاقان مغفور ) و كلبعلى خان دامغانى به فيض حضور شهريار كامكار مستسعد گشتند بعد به جانب چمن نمكه انتهاض نموده جان محمّد خان قاجار دولّو متعهّد خدمات گرديد . قادر خان عرب به معاونت تراكمه و بعضى از اهالى سرحدات خراسان به خيال سركشى افتاد ولى عليقلى خان قاجار جمعيت او را متفرق ساخت و او را محصور نمود ، آخر الامر مصحف كريم را شفيع نموده با ضراعت به عتبهء عليّه آمد و مقرّر شد كه با اهل و عيال به مازندران رود - هم در اين ايّام خوانين قليجى و بركشاطى و افشار با پانصد سوار از عراق آمده به اردوى مبارك پيوستند ، و حضرت شهريارى حكومت سمنان را به عليقلى خان ، و حكمرانى بسطام را به جعفر قلى خان مفوّض داشته در بيستم شعبان به مازندران عطف عنان فرمودند . مرتضى قلى خان نيز به خدمت آمده به حكومت استرآباد منصوب شد و به گيلان مأمور گرديد و هدايت اللّه خان چون خود را مقهور ديد به دادن ماليات تمكين كرده لهذا ايالت گيلان را به او واگذار